حس ژرف زندگی
در این بخش، سادگورو شعر جدید خود با عنوان «روز من گرفته شده است» را به اشتراک میگذارد و دربارهی ریشهی اصلی رنج انسان و چگونگی زیبا و پربار کردن تجربهی زندگی مینویسد. همچنین، نمایش اسلاید ما را از دست ندهید که پر از تصاویر جالب از رویدادهای اخیر سادگورو و برخوردهای صمیمانهی او در آمریکا است.

روز من
به من تعلق ندارد. امروز روز من است
اما به من تعلق ندارد.
دیروز، امروز و
روز بعد به من تعلق ندارند.
بله، روز من گرفته شده تا
آشکارترین چیز را نمایان کند،
چراکه بیشتر مردم از
ماهیت زیبای
«انسان بودن» غافلند. مرزهای بدن،
وجود ما را به بند کشیدهاند.
شناختن وجود خود
تمام چیزی است که واقعاً اهمیت دارد.
بله، روز من گرفته شده.
تقریباً ۳۵ سال است که دائماً در سفرم. برنامه داشتم سفرهایم را کم کنم، اما با هر رویداد، انتظارات مردم را بهگونهای بالا میبریم که به نظر میرسد همه شما میخواهید مرا تا سر حد مرگ به کار وادارید. شکایتی ندارم. شرکتکنندگان پس از تجربهی برنامهها و رویدادهای ما، بهشدت تحتتأثیر قرار میگیرند – و این تا حد زیادی مرهون داوطلبان ماست. هرجا که میروم، مردم به من میگویند داوطلبان ما فوقالعادهاند.
آن دسته از شما، بهویژه جوانانی که هنوز گرفتار و درگیر نشدهاید، میخواهم نگاه کنید و ببینید که چگونه میخواهید زندگی خود را زندگی کنید. آیا تنها چیزی که میخواهید این است که بخورید، بخوابید، تولیدمثل کنید و روزی بمیرید؟ یا میخواهید چیزی بزرگتر از خودتان بیافرینید؟ آیا میخواهید برای چیزی بایستید که بسیار بزرگتر از هر چیزی است که تا به حال تصور کردهاید؟ پدیده زندگی در بالاترین سطحش تسلیم شما نمیشود مگر اینکه تمام توجهتان را به آن بدهید. این همان چیزی است که میخواهم درک کنید. انباشتن چیزها و آدمها در اطرافتان کیفیت زندگیتان را تغییر نمیدهد. همانطور که خلقت تو را آفریده، یک زندگی کامل هستی. برای کامل بودن به هیچ چیز اضافهای نیاز نداری. تنها بهخاطر حس کاذب ناکافی بودن، که کاملاً روانی است، فکر میکنید برای کامل شدن زندگیاتان به چیزی یا کسی نیاز دارید. آیا میخواهید هر روز خرید کنید و خود را با انبوه اطلاعات مشغول کنید؟ یا میخواهید راحتیِ زندگی کردن بدون نیاز به تبدیل شدن به چیزی را بشناسید؟
قدرت درک و فهم انسان امروز بیش از هر زمان دیگری در حال شکوفایی است. هرگز پیش از این، چنین تعداد زیادی از مردم روی کره زمین قادر به اندیشیدن برای خود نبودند. در دو دهه آینده، شاهد تحولی بزرگ خواهید بود. هر مزخرفی که مدتها مردم را به باور آن واداشته بودند، دیگر خریداری نخواهد داشت. اکنون زمان آن است که فرایند معنوی را در مقیاس بزرگ به بشریت عرضه کنیم. وگرنه، وقتی باورهای مذهبی و وعدههای بهشت ناپدید شوند، مشروبات الکلی و مواد مخدر جای آنها را خواهند گرفت. یا تمام دنیا مست و معتاد میشود، یا ما آنها را به انسانهایی اهل مراقبه و شگفتانگیز تبدیل میکنیم. این مسئولیتی است که داریم. همهی شما که این حس را دارید، باید بایستید و تغییری ایجاد کنید.
به آدمهایی نیاز داریم که به دنیا معنا ببخشند. حتی اسمش را معنویت هم نگذارید، فقط یک حس عمیق از زندگی. انتخاب با شماست. میخواهید فقط امرار معاش کنید یا زندگی بسازید؟ امرار معاش چیز بزرگی نیست. هر موجود دیگری هم بهخوبی آن را انجام میدهد، و به نظر میرسد نوعی راحتی و شادی نیز در آنها وجود دارد. این را در بیشتر انسانها نمیبینید، صرفاً به این دلیل که یک هوش و آگاهی که باید ذاتاً جهانی باشد، در حال حاضر محدود شده است. آنچه مردم از آن رنج میبرند شرایط بیرونی زندگیشان نیست، هرچند ممکن است اینگونه فکر کنند. شرایط بیرونی هرچه باشد، ثروتمند یا فقیر، تحصیلکرده یا بیسواد، متأهل یا مجرد، در هر صورت، مردم رنج میبرند. این به این خاطر نیست که مشکلی در زندگیشان وجود دارد. آنچه مردم واقعاً از آن رنج میبرند این است که آگاهیشان، که باید بیحدومرز باشد، محدود شده است.
آرزو و دعای خیر من این است که در این دام نیفتید. وقتی چیزی فراتر از خود را تجربه کردید، آن را برای خود تثبیت کنید و تا جایی که میتوانید، برای بیشترین تعداد ممکن از مردم هم محقق کنید. زندگی شما نه با آنچه جمع میکنید و دارید، بلکه با عمق تجربهتان شگفتانگیز میشود. وقتی این را به همه عرضه میکنید، از عملتان به رضایت واقعی میرسید.


