آن که تاریکی است
آنگاه که نخستینبار
آواهایِ تلاقیِ تاریکی و سکوت را
در درونِ خویش شنیدم،
ذهنِ کوچک
از نور دفاع میکند؛
از فضیلت،
از قدرت،
و از زیبایی.
نور،
رخدادی گذرا،
نتوانست مرا در خود نگاه دارد؛
تاریکیِ فراگیر
مرا به درونِ خویش کشید.
تاریکی،
ابدیتِ بیکران،
آنچه رخ داده،
آنچه رخ میدهد،
و آنچه را هنوز رخ نداده،
ناچیز میشمارد.
با برگزیدنِ ابدیت،
تاریکی شدم.
آن تاریکی که هستم،
الوهیت و اهریمن،
هر دو،
تنها بخشی کوچکاند.
از الوهیت
بهآسانی درمیگذرم؛
اگر با اهریمن روبهرو شدی،
بهتر است بازایستی.
Love & Grace


