ماهابهارات قسمت ۶۷: تنها چیزی که هستی نمیتواند ببخشد
سادگورو توضیح میدهد که چرا کریشنا تصمیم گرفت فقط یک نفر را از گذراندن «آزمون دارما»ی خود باز دارد، در حالی که به بقیه اجازه عبور داده شد.

سادگورو داستانی میخواند: بعد از جنگ کوروکشِترا، کریشنا به خواب میرود و رؤیای مردان و زنانی را میبیند که در صفهای بیپایان میآیند و دربارهی دارمای خود صحبت میکنند. بعداز اینکه هرکدام دارمای خود را برای کریشنا توضیح میدهند، او دربارهاش نظر میدهد و اجازهی عبور میدهد؛ بهجز مردی که بوی برگ لیمو میدهد، با پوزخندی بر لب و موهایی روغنزده، که میآید و میگوید: «تمام دارما توهّم است. من هرطور که دوست دارم میخورم، مینوشم و لذت میبرم. بدن من تنها معبد من است؛ لذتهای جسمانی، آیینهای عبادت مناند. فراتر از آنها چیزی نیست؛ بعد از من چیزی نیست.» کریشنا پاسخ میدهد: «تو فرزند یک دیو هستی. من هرگز تو را نخواهم بخشید و اجازه عبور به تو نخواهم داد.»
پرسشگر: سادگورو، افرادی که کریشنا اجازه عبور به آنها داد، یا سوءاستفادهگر بودند یا مورد سوءاستفاده قرار گرفته بودند، اما این شخصی که او اجازه عبورش را نداد، بهنظر میرسد هیچکدام از آنها نیست. پس چرا او عبور نکرد؟
فعالان محیطزیست ممکن است دربارهی دوست داشتن زمین و دلسوزی نسبت به زمین صحبت کنند، بدون اینکه حتی یکبار پابرهنه راه رفته باشند یا با مادرزمین در تماس باشند. من میگویم بین زندگی و خلقت، گسستگی وجود دارد. زندگی خلقت است و خالق در زندگی نهفته است - شما نمیتوانید واقعاً آنها را جدا کنید. وقتی جدایی ایجاد میکنید، رنج میبرید - نه بهخاطر هیچ قانون اجتماعیای. شما ممکن است فکر کنید که کسی آدم خوبی نیست، اما او ممکن است زندگی بسیار بهتری از شما داشته باشد.
در این داستان، کریشنا بهعنوان یک شخص، خوابیده است و به هستی اجازه میدهد از طریق او صحبت کند. او میگوید: «رنج و عدم رشد بهدلیل گسستگی اتفاق میافتد، نه بهدلیل تصورات شما از خوب و بد. اگر از خلقت و خالق جدا شوید، این شما را سرگردان خواهد کرد.» او میگوید چون جدا شدهاید، عبور نخواهید کرد. اگر فکر میکنید به جز شما و بدنتان چیز دیگری وجود ندارد، گمراه شدهاید.
شیرینی زندگی نه بهخاطر باهوش بودن شما، بلکه بهخاطر پیوندتان با هستی، به بار مینشیند. شیرینی زندگی بهخودیخود یک هدف نیست، بلکه یک شرط ضروری برای شکوفایی شماست. این زندگی تنها زمانی شکوفا میشود که طعم شیرینی را بچشد. اگر ریشههای زندگی در درون شما طعم شیرینی زندگی را نچشند، بیثمر باقی خواهد ماند. کریشنا در آن زمینه میگوید: «شما از منبع زندگی جدا شدهاید و فکر میکنید خودتان همهچیز هستید، بنابراین نمیتوانید عبور کنید.» اینطور نیست که کریشنا مجبور باشد او را از عبور کردن بازدارد. ذاتاً، او نمیتواند عبور کند.
ادامه دارد…


