‫‫اقتصاد جهان‌شمول چیست؟ سادگورو در مورد توانمند‌سازی بشریت به‌عنوان یک کل و ارائه تجربه‌ای از جهان‌شمولی برای رهبران جهان بحث می‌کند.

‫سادگورو: جوامع و ملت‌های امروزی عمدتاً توسط فرایند‌های اقتصادی‌شان هدایت می‌شوند. جهان در حال گذار به سمتی‌ است که در آن عصر ایدئولوژی‌ها و نظام‌های سیاسی کارکرد و ضرورت خود را از دست می‌دهند. در دو دهه آینده، رهبری اقتصادی قرار است نقشی بسیار مهم‌تر از رهبری سیاسی و نظامی در جهان ایفا کند. وقتی موتور اقتصادی اصل پایه‌های جهان را به حرکت درمی‌آورد، بسیار مهم است که رهبرانی که روند اقتصادی را مدیریت می‌کنند فراتر از هویت‌های قومی، مذهبی و ملی باشند، زیرا فرایند اقتصادی دیگر نمی‌تواند به هیچ هویت یا مرزی محدود شود.

‫در دهه‌های گذشته، در انجمن‌های مختلف اقتصادی و تجاری سخنران بوده‌ام. در وهله اول، سوال همیشه این بود: «نقش یک عارف در یک جلسه تجاری چیست؟» این یک نقص جدی در شیوه‌ای است که ما زندگی را در این سیاره اداره می‌کنیم.‌ ما جهان را به جهان اول، جهان دوم، جهان سوم، جهان مذهبی، جهان کسب‌وکار و غیره تقسیم کرده‌ایم. هر فعالیتی که انجام می‌دهیم اساساً در جهت رفاه کل حیات است، اما در جریان انجام این فعالیت، علیه یکدیگر شروع به کار می‌کنیم. من مجبور شدم با زحمت توضیح دهم که، صرف نظر از ماهیت کسب و کار فعلی‌شان، در واقع فقط یک کسب و کار وجود دارد - کسب و کارِ رفاه انسان. این مسئولیت همه است و مسئولیت من نیز هست. هر آن‌چه که تولید می‌شود، چه یک سنجاق قفلی، یک کامپیوتر یا یک فضاپیما، همه این‌ها تنها برای خدمت به رفاه بشر است. فقط مقیاس و گستره‌ی آن متفاوت است. برای یک نفر، رفاه انسان به‌معنی رفاه خود اوست. برای دیگری، خانواده‌اش را شامل می‌شود. برای دیگری، جامعه، ملت یا نژاد او را شامل می‌شود. برای دیگری، همه‌کس و همه‌چیز روی سیاره را دربرمی‌گیرد. 

۲۵۰۰ نفر کنترل ۸۰٪ اقتصاد را در دست دارند

‫من به سختی تلاش می‌کنم همه کسانی را که در به‌ حرکت درآوردن موتور اقتصادی نقش دارند، در یک فرآیند معنوی بگنجانم، زیرا اساساً معنویت انسان را فراتر از هویت‌های فیزیکی و فردی می‌برد و به حالتی از یگانگی جهان‌شمول می‌رساند. فرایند معنوی نیازی ندارد که به‌ عنوان یک فلسفه و یا نظام اعتقادی آموزش داده شود. آن‌چه که ما به‌عنوان معنویت می‌شناسیم فقط یک فناوری برای رفاه درونی است - که می‌تواند به‌صورت روش‌های ساده‌ای ارائه شود که به‌طور طبیعی به تجربه‌ای فراگیرتر از زندگی می‌انجامد.

‫بیش از ۸۰٪ اقتصاد جهان توسط کمتر از ۲۵۰۰ نفر کنترل می‌شود. اگر حتی ۱۰٪ تغییر در قلب‌های آنها رخ دهد، دنیا تغییر خواهد کرد. جهان گرسنه است نه به این دلیل که غذا وجود ندارد. فقط کسانی که به آن نیاز دارند، آن را دریافت نمی‌کنند، چون به هرحال، کسانی که قدرت و امکانات را در اختیار دارند، به اندازه کافی اهمیت نداده‌اند که کاری در این زمینه انجام دهند.

سرمایه‌گذاری در نیروی انسانی باکیفیت

‫«اقتصاد جهان‌شمول» به‌معنای توانمندسازی کل بشریت برای مشارکت در یک فرایند اقتصادی قوی و همه‌شمول است. برای مثال، ارائه‌ی مراقبت‌های بهداشتی مناسب و آموزش باکیفیت برای جمعیت‌های محروم صدقه نیست. این یک سرمایه‌گذاری است که منابع انسانی با کیفیت ایجاد می‌کند و بازارها را گسترش می‌دهد و دامنه و گستره موتور اقتصادی را توسعه می‌دهد. این به‌معنای بازگشت به نظام‌های شکست‌خورده‌ای مانند کمونیسم یا سوسیالیسم نیست، بلکه به‌معنای اداره و به حرکت درآوردن موتور اقتصادی به‌شیوه‌ای ملایم‌تر و دلسوزانه‌تر است که منجر به مشارکت هر انسانی شود. کنار گذاشتن بیش از ۵۰٪ جمعیت از مشارکت فعال در فرایند اقتصادی از نظر تجاری منطقی نیست.

‫برای پایدار ماندن این فرايند، ضروری است که نه با جاه‌طلبی شخصی بلکه با دورنگری هدایت شود. بی‌اندازه مهم است که افرادی که در موقعیت‌های کلیدیِ رهبری قرار دارند و زندگی و آینده بشریت را شکل می‌دهند، در درون خود حس عمیقی از جهان‌شمولی را تجربه کرده باشند. این به زندگی، کار و تلاش من تبدیل شده است - ایجاد روش‌هایی برای کمک به مردم تا این جهان‌شمولی را تجربه کنند.

پرداختن به هر مشکل اساسی

‫امروزه، برای اولین بار در تاریخ بشریت، ما قادر به پرداختن به هر مشکل اساسی انسان در این سیاره هستیم - تغذیه، سلامت، آموزش - هرچه فکرش را بکنید، می‌توانیم به آن رسیدگی کنیم. ما منابع، توانایی‌ها و فناوری لازم را داریم. اینکه ما این کار را انجام خواهیم داد یا خیر، صرفاً بستگی به این دارد که تجربه ما از زندگی چقدر جهان‌شمول است. اگر این سیاره را به‌عنوان «خودتان» تجربه کنید، لازم نیست به شما بگویم: «مراقب آن باشید.» هر انسانی تمام تلاش خود را می‌کند.

‫در زندگی‌مان، اگر کاری را که توان انجام آن را نداریم، انجام ندهیم، مشکلی نیست. اما اگر آنچه را که توان انجام آن را داریم، انجام ندهیم، این یک فاجعه است. و در حال حاضر، آنچه می‌توانیم انجام دهیم در مقایسه با آنچه می‌توانستیم صد سال پیش انجام دهیم، به‌طرز باور‌نکردنی افزایش یافته است، اما آنچه کمبودش را داریم یک تجربه جهان‌شمول از زندگی است. اگر واقعا قرار است راه‌حل‌هایی ایجاد کنیم که برای همه تاثیرگذار باشد، باید تجربه‌ای از جهان‌شمولی مطلق برای بشریت، به‌ویژه در سطح رهبری، رخ دهد.