سادگورو: نیروهای عشق-شفقت و خشم-نفرت همیشه در جهان در حال فعالیت هستند. این یک بازی الاکلنگ است. سوال این است که می‌خواهید کدام سر الاکلنگ سنگین باشد؟ اگر واقعاً در آستانه‌ی یک وضعیت وحشتناک هستیم، بسیار مهم است که فرایند معنوی با شدت بیشتری به کار گرفته شود، زیرا در نهایت این تنها چیزی است که تعادل را در جهان حفظ خواهد کرد.

‫لحظه‌ای که شروع به باور چیزهایی می‌کنید که برای شما یک تجربه زنده نیستند، طبیعتاً دچار تضاد می‌شوید، لطفاً این را ببینید. شما امروز فردی صلح‌جو هستید، اما فردا وقتی کسی واقعاً نظامِ باورهای شما را به چالش بکشد، می‌ایستید و می‌جنگید.

‫چه هوشمندی‌ای در حرکت به‌سمت باور وجود دارد؟ چه فایده‌ای در رفتن به سمت باور وجود دارد؟ تنها مسئله این است که خودبینی شما احساسِ راحتی می‌کند. «نمی‌دانم» برای ایگو یک شکستِ بزرگ است. «می‌دانم» تنها راهی است که می‌توانید باعث رشد ایگو شوید، این‌طور نیست؟ در هر موقعیتی، وقتی می‌گویید «نمی‌دانم»، دیگر قادر نیستید با کسی بجنگید؛ قادر به ایجادِ درگیری نیستید. شما یک انسان بسیار فروتن و فوق‌العاده هستید.

‫تا زمانی که نتوانید در وجودِ خود صلح ایجاد کنید، هیچ راهی وجود ندارد که بتوانید صلح را به جهان بیاورید. اگر نتوانید این ذهن کوچک را آرام کنید، آیا می‌توانید جهان را آرام کنید؟ آنچه در دنیا می‌بینید، تنها تصویری از ذهن کوچک شما هست، تصویری بزرگ‌ شده از ذهن شما. آیا اتفاقی در دنیا می‌افتد که در ذهن شما اتفاق نمی‌افتد؟ اتفاق می‌افتد.

‫علم یوگا راهی برای نگاه به درون است. نه از هیچ نقطه‌نظری، صرفاً برای نگاه به درون. اگر با چیزی هم‌ذات‌پنداری کنید، نمی‌توانید به درون نگاه کنید. لحظه‌ای که هم‌ذات‌پندار می‌شوید، تمام درها به روی‌تان بسته می‌شود. لطفاً ببینید، نحوه‌ی تفکر و احساس شما بستگی به این دارد که در حال‌ حاضر با چه چیزی هم‌ذات‌پنداری می‌کنید.

‫فرض کنید، برای مثال، خودتان را یک هندی می‌دانید. حالا وقتی موقعیتی پیش می‌آید، نحوه‌ی احساس و واکنش شما به آن به شیوه‌ی خاصی است. در آن لحظه، از نظر منافع ملی، شاید این چیز خوبی باشد، اما به جای واکنش نشان دادن به آن، می‌توانید هوشمندانه‌تر به آن پاسخ دهید. وقتی هم‌ذات‌پنداری می‌کنید، فقط تبدیل به یک واکنش می‌شوید. هیچ انتخابی ندارید که به شکل دیگری فکر کنید. توانایی دیدن دیدگاه طرف مقابل را ندارید. توانایی دیدن اینکه مشکل از کجا سرچشمه می‌گیرد را ندارید. فقط واکنش نشان خواهید داد.

‫بهتر است که از روی هوش خود عمل کنید، نه از واکنش‌هایتان. برای آن‌که از جایگاهِ هوش عمل کنید، نخستین شرط این است که بتوانید چیزها را همان‌گونه که هستند ببینید، نه از منظرِ یک هویت. هرگاه به هر چیزی از منظر یک هویت نگاه کنید، نسبت به آن پیش‌داوری خواهید داشت.

‫مراقبه راهی است که به شما کمک می‌کند هویت خود را رها کنید و صلح واقعی را تجربه کنید. حداقل زمانی که می‌نشینید و مراقبه می‌کنید، هیچ‌چیز دیگری وجود ندارد. فقط بودن وجود دارد، نه چیز دیگری.

‫آرامش یعنی هیچ بودن. چیزی نیست که شما خلق کنید؛ چیزی نیست که اتفاق بیفتد. آرامش چیزی است که همیشه هست. آنچه در سطح اتفاق می‌افتد، آشفتگی است. این مانند یک اقیانوس است. در سطح اقیانوس، تلاطم وجود دارد، اما در اعماق آن کاملاً آرام است. تنها زمانی که با آن کیفیت هماهنگ باشید، آرامش حقیقی را می‌شناسید.