ماه

تجسمِ آن جنونِ خروشان شدم

که از ماه می‌تراوید

و به سرچشمه‌ای بدل گشتم

از رازهای ژرف و ناشناخته

که در ماه نهفته‌اند

‫‫

به جوششی بی‌زمان بدل گشتم

‫از خنکای ماه.

‫‫

تمنای عشقم

‫در ماه کامل،

آن زهرِ مرگبار را در خود فروبرد

‫‫

از معشوقی دیگر دست کشیدم

تا در فروغِ ماهِ کامل محو شوم

‫‫

اگر فیضِ پروردگار شاملِ حالم شود

در شکوهِ ماهِ کامل

این کالبد را وا خواهم نهاد

Love & Grace