جامه

‫تاروپود، رنگ و بافت،

و بیش از آن، آنچه فریفته است

‫دستان و دیدگان را.

چشمِ ناپاک، جامه را سدی می‌بیند

‫پیشِ هوس‌ها و تمناهایش. آری.

‫سرانگشتِ آفریدگار،

‫تن را چنان با ظرافت بافته است،

که رنگ‌رزان و بافندگان و خبره‌گان را

‫یارای تصور آن نیست.

آن تنِ چشم‌رُبا‌ را

‫از چه در تن‌پوش باید پیچیدن؟

‫حیران در کاردانیِ کردگار خود،

‫مباد که کردگار از یاد ببری.

‫این شاه‌کارِ تن، آه، مأوای آن نفسِ خودخواه است.‫همان یگانه.

Love & Grace