کارما
الگویی چنین پیچیده،
چونان شبپرهای شیفتهٔ نور،
افسونت میکند،
به درونِ این تار کشیده میشوی،
تاری که هم پناه میدهد
و هم مرگ.
مرگ،
نه رویدادی یکباره،
که الگویی است تکرارشونده.
اگر از
خفگیِ تنگ و فشردهاش
غافل باشی،
چون گوری زنده
امن به نظر میرسد،
در غیابِ کاملِ فیضِ درونی.
بیآن نمیتوانی باشی؛
آه، آن امنیتِ مدارِ محدودش!
این فیض را به کار گیر
و آن را درهم بشکن،
وگرنه
بهراستی فقط گم شدهای، افسوس!
Love & Grace


