کارما

الگویی چنین پیچیده

همچون شب‌پره‌ای شیفته نور، دل می‌رباید

کشیده می‌شوی به درون این تار

تاری که هم پناه می‌دهد و هم مرگ

مرگ نه رویدادی یک‌باره

 که الگویی تکرارشونده

اگر از خفگیِ تنگ و خزنده‌اش

بی‌خبر بمانی

امن به‌نظر می‌رسد، چون قبری زنده

در غیاب کامل فیضِ درونی

 نمی‌توانی بی آن باشی

آه، امنیتِ مدارِ محدودش

این فیض را به‌کار بگیر و بشکنش

 وگرنه گم شده‌ای، لعنت به آن

Love & Grace