بی‌کران

دریانورد به خانه بازگشته است، از دریاها

کشاورز به خانه بازگشته است، از کشتزارها

شکارچی به خانه بازگشته است، از تپه‌ها

در شگفتیِ گرگ‌ومیش

به آسمان می‌نگرم، در جست‌وجوی خانه‌ای

حتی پرندگان نیز به خانه بازمی‌گردند

‫خانه، خانه... خانه برای چه؟

‫آیا از خشت و گل است، برای امنیت و سرپناه،

‫یا از عشق، همراهی و آسایش؟

‫خانه‌هایی برای سرپناه و امنیت،

یا عشق و آسایش

برای من خانه‌ای نیست

شامبو، تنها خانهٔ من

او بی‌خانه است

و من بی‌خانه‌ام

بی‌کران

Love & Grace