زندگی قطعی و قابل پیشبینی نیست؛ اما همین عدم قطعیت، آزادی است
سادگورو در یادداشتی برای روزنامهی اکونومیک تایمز به این موضوع میپردازد که عدم قطعیت چیزی است که نباید از آن اجتناب کرد. وقتی وارد قلمرویی تازه میشوید، عدم قطعیت وجود دارد، اما در عین حال امکانهای بسیاری نیز وجود دارند.

زندگی نامطمئن است، اما این عدم قطعیت چیزی نیست که باید از آن گریخت. سادگورو در یادداشتی برای روزنامهی اکونومیک تایمز به این موضوع میپردازد که عدم قطعیت چیزی است که نباید از آن اجتناب کرد. وقتی وارد قلمرویی تازه میشوید، عدم قطعیت وجود دارد، اما در عین حال امکانهای بسیاری نیز وجود دارند.
سادگورو: هیچچیز در جهانِ بیرون، قطعی نیست؛ این یک واقعیت است. همهچیز نامطمئن است و همین است که آن را چالشبرانگیز میکند. عدم قطعیت یعنی چیزها در حال تغییرند؛ به عبارت دیگر، هیچ حالت تعلیقی وجود ندارد. اگر با سرعت راه بروید، با هر قدم وارد قلمرویی تازه میشوید. همین قلمروی تازه است که اکنون آن را «عدم قطعیت» مینامید.
عدم قطعیت یعنی وجود امکانها در زندگی
برای کسانی که در جستوجوی فرصت هستند، دوران عدم قطعیت بهترین زمان است. کسانی که چشمانداز دارند، آن را به یک امکان تبدیل خواهند کرد؛ کسانی که چشماندازی ندارند، آن را یک مشکل خواهند دید. اما چون ذهن شما دائماً در حال واکنشهای اجباری است، در جستوجوی قطعیت هستید.
قطعیت، حالتی از تعلیق است. اگر قطعیت وجود داشته باشد، وضع موجود حفظ میشود، اینطور نیست؟ وضع موجود در یک موقعیت تجاری، سیاسی یا اجتماعی یعنی هیچچیز تغییر نمیکند؛ هیچچیز تکامل نمییابد. با جستوجوی قطعیت، در نهایت خواهان رکود هستید. اگر همهچیز راکد باشد، حوصلهتان سر خواهد رفت. اگر امور با سرعت زیادی در حال وقوع باشند، تعادل لازم برای مواجهه با آنها را ندارید. بنابراین، مشکل عدم قطعیت نیست؛ مشکل این است که درون شما نامطمئن شده است. اگر برای این که شما در آرامش باشید مجبور باشیم تمام جهان را سامان دهیم، چنین چیزی هرگز اتفاق نخواهد افتاد. در عوض، آن چه باید سامان دهیم درون شماست. منظور ما از این حرف چیست؟ یعنی اگر درون شما در حالت اجبارگونه نباشد، با هر موقعیتی به بهترین شکلی که در توانتان است مواجه خواهید شد. شاید نتوانید مانند شخص دیگری از عهدهی آن برآیید، اما در حد توان خود با آن مواجه خواهید شد؛ همین. دیگر از هر موقعیتی صرفاً به این دلیل که در حالتی از واکنش اجباری قرار دارید، رنج نخواهید برد.
رهایی از قطعیت و عدم قطعیت
دنیای درون شما، خود بُعدی مستقل است. نمیتوان آن را بر اساس موقعیتهای بیرونی شکل داد- «الان در زندگی قطعیت وجود دارد، پس وضعیت درونی من به یک گونه خواهد بود.» «حالا عدم قطعیت وجود دارد، پس وضعیت درونی من به گونهای دیگر خواهد بود.» «وقتی اطرافیانم خوشرفتارند، وضعیت درونی من یک گونه دیگر خواهد بود. وقتی مردم بدرفتارند، وضعیت درونی من بهگونهای دیگر خواهد بود.» اینگونه عمل نمیکند. این چیزی نیست که شما آن را تعیین کنید؛ چیزی است که هست. پس چگونه باید آن را حفظ کرد؟ در واقع، هیچ راهی برای حفظ کردن آن وجود ندارد. اگر آگاهانه باشد، اجبارگونه نخواهد بود.
شما بدون هیچ سرمایهای به اینجا آمدید. و بدون هیچ سرمایهای در دست، از این جا خواهید رفت. هر اتفاقی که در این میان بیفتد، در هر صورت شما در سمت سود قرار دارید، زیرا تمام آنچه دارید تجربهی زندگی است. آنچه اهمیت دارد این است که آن را چگونه تجربه میکنید. بنابراین، اگر وضعیت درونی شما در حالتی آگاهانه و غیراجبارگونه باشد، آنگاه خودتان تعیین میکنید که تجربهتان چگونه باشد. در مورد موقعیتها، شما تنها بخشی از آنها را تعیین میکنید و جهان نیز بخشی از آنها را تعیین میکند. اما این که زندگی را چگونه تجربه میکنید، صددرصد در دستان خود شماست.
دستورالعملی برای ایجاد شیمیِ سرشار از سرور در درون
اگر فکر میکنید کارتان مهم است، نخستین کاری که باید انجام دهید این است که روی خودتان کار کنید، بهگونهای که در درون، انسانی باثبات باشید، فارغ از این که شرایط بیرونی چگونه است. وقتی کسبوکار یا مجموعهای بزرگ را اداره میکنید، مسئله فقط خودِ شما نیست. اغلب، هزار نفر دیگر نیز با شما درگیر و همراه هستند. بنابراین، نحوهی مواجههی شما با یک موقعیت، نهتنها بر زندگی خودتان، بلکه بر زندگی هزار نفر دیگر نیز تأثیر میگذارد. وقتی رشد میکنید، چالشها نیز بهطور طبیعی بزرگتر خواهند شد؛ در این هیچ تردیدی نیست. اما اگر میخواهید در جایگاه یک سوارکار قرار بگیرید و اسب را هدایت کنید، اگر میخواهید یک موقعیت را، هرقدر هم که بزرگ باشد، مدیریت کنید، نخستین کاری که باید انجام دهید این است که خود را مجهز و آماده کنید. من میتوانم روشی را به شما بیاموزم که با آن بتوانید در درون خود شیمیای باثبات و سرشار از سرور ایجاد کنید؛ در این صورت، توانایی شما برای مواجهه با تمام فراز و نشیبهای گوناگون زندگی میتواند به میزان بسیار زیادی افزایش یابد. چگونه؟ با یوگا.
یوگا این امکان را در اختیار شما قرار میدهد که وقتی صرفاً اینجا نشستهاید، اندکی فاصله میان شما و بدنتان، اندکی فاصله میان شما و ذهنتان، و اندکی فاصله میان شما و جهان وجود داشته باشد. هنگامی که این فضا را در درون خود ایجاد کنید، هنگامی که بدانید چه چیزی شما هستید و چه چیزی شما نیستید، این پایان رنج است. وقتی دیگر ترسی از رنج کشیدن وجود نداشته باشد، قادر خواهید بود با نهایت وضوح به همهچیز نگاه کنید و هر مسئلهای را با بهترین سطح هوشمندی و توانایی خود مورد رسیدگی قرار دهید. دیگر هیچ موقعیتی بر شما قالب نخواهد شد.
۱۱۲ راه برای بهزیستیِ فوری و غایی
وقتی میگویم یوگا، منظورم یوگایی نیست که در یک استودیو در بمبئی یا لسآنجلس یا در تلویزیون انجام میشود. باید به یوگا به شیوهای جامع نگریست. یوگا روشی نظاممند برای کار بر روی بُعد درونیِ وجودتان ارائه میکند و ۱۱۲ راه پیش روی شما میگذارد تا هم به سلامت و حالِ خوبِ کنونیتان و هم به بهزیستیِ نهاییتان دست یابید. یوگا یک علم جامع و فناوریِ کامل است. اگر روزانه ۳۰ تا ۴۰ دقیقه برای آن وقت بگذارید، میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که از نظر سرزندگیِ جسم و ذهن، طی شش ماه آینده دستکم ۱۰ سال جوانتر خواهید شد. و توانایی شما برای خلق کردن و مدیریت امور بهگونهای خواهد شد که کاری را که اکنون در هشت ساعت انجام میدهید، بهراحتی در چهار تا پنج ساعت انجام خواهید داد. اگر روزانه هشت ساعت میخوابید، بهراحتی میتوانید بدون وارد کردن فشار به بدن، آن را به پنج تا شش ساعت در روز کاهش دهید. بنابراین، سرمایهگذاریِ چهل دقیقهای به شما زمان بیشتر، وضوح بیشتر، امکانات بیشتر و قطعاً پول بیشتر خواهد داد!
به عبارت دیگر، یوگا فناوریای است که به شما امکان میدهد راهنمای استفاده از پیچیدهترین ابزار، یعنی سازوکار انسان، را بخوانید. اگر بدانید چگونه سازوکار انسان را اداره کنید، آنگاه موقعیتهای بیرونی چه اهمیتی خواهند داشت؟ خب، برخی را میتوانید مدیریت کنید و برخی را نمیتوانید. اما تا زمانی که بدانید چگونه خودتان را اداره کنید، واقعاً مشکلی وجود ندارد. ممکن است یک چالش باشد، اما مشکل نیست. در زندگی فقط موقعیت است و موقعیت و موقعیت. تنها کسانی که نمیدانند چگونه با آنها مواجه شوند، برچسب «مشکل» به آنها میزنند.
در زندگی به وضوح نیاز دارید، نه قطعیت.
به این فکر نکنید که چگونه همهچیز را به چیز دیگری تبدیل کنید. بیاموزید که هر چیزی را همانگونه که هست ببینید. برای این کار به وضوح نیاز دارید. اگر به وضوح نیاز دارید، به ذهنی شفاف و بدون پیشداوری نیاز دارید؛ ذهنی که در حالت سردرگمی قرار ندارد، بلکه در دامان آگاهی است. چنین ذهنی همهچیز را همانگونه که هست خواهد دید. وقتی چنین شود، اگر بخواهید همهچیز را به یک فرصت تبدیل کنید، انتخاب با شماست؛ یا میتوانید از آن همانگونه که هست، لذت ببرید. بزرگترین امکانهای زندگی عدم قطعیت آن است.
یادداشت ویراستار: «مهندسی درون» (Inner Engineering) بهعنوان برنامهای فشرده برای رشد فردی ارائه میشود. این برنامه و محیط آن، امکان کاوش در ابعاد والاتر زندگی را فراهم میکنند و ابزارهایی برای مهندسیِ خویشتن از طریق علم درونی یوگا ارائه میدهند. «مهندسی درون» بهصورت آنلاین و همچنین در قالبهای حضوری گوناگون در سراسر جهان در دسترس است.


