
یک دریای آرام
یک روز آرام
یک ذهن آرام
اما قلبی خروشان
که با آتش حکیمی باستانی
شعلهور است.
سوزان در گذر هزارهها،
ویرانگر برای نادانان،
روشنگر برای جویندگان،
سختگیر با لجوجان،
مهربان با مشتاقان.
آنگاه که همهی نیرنگها فرو ریزد
آتشِ نخستین یوگی
پردهی نادانی را خواهد سوزاند
تا دِژ آینده را روشنی بخشد.
در ذهنها ساخته میشوند؛
یا از نادانی یا از نور
این دژها، آنگاه که به فیض
آن آفرینندهی نیلگونِ همهی نژادها روشن شوند،
جایگاهی شایسته برای زیستن در این جهان خواهند بود،
و گذرگاهی بهسوی راههای آنسوی هستی.
آه، چه خوشبختیم ما
که آتشِ آدییوگی را با خود حمل میکنیم.
عشق و فیض
