
راهی وجود دارد که در بدن سکونت داشته باشیم، اما هرگز خودِ بدن نشویم.راهی وجود دارد که بتوانیم ذهن خود را در بالاترین ظرفیت ممکن بهکار بگیریم، بیآنکه هرگز رنجها و بدبختیهای ذهن را تجربه کنیم. در هر بُعدِ وجودی که درحالحاضر هستید، میتوانید فراتر از آن بروید - راه دیگری برای زندگی وجود دارد. او گفت: «اگر کارهای لازم را روی خود انجام دهید، میتوانید فراتر از محدودیتهای فعلی خود، تکامل یابید.» و روشهایی را برای تکامل ارائه کرد. اهمیت آدییوگی درهمین است.
قبل از اینکه بمیرم، میخواهم مطمئن شوم که نقش او در خدمت به بشریت در سراسر جهان شناخته شده است. ما در مراحل مختلف انجام این کار هستیم. یکی از کارها این است که درحال ساخت معابد آدییوگی هستیم. این یک آدییوگی برنزی به ارتفاعِ بیست و یک فوت (شش و نیم متر) است که یک لینگای مقدس در مقابل او قرار دارد. فضای قدرتمندی است. اولین مورد در آشرام ما در ایالات متحده، در تِنِسی ساخته شده است.
قبل از اینکه بمیرم، میخواهم مطمئن شوم که نقش او در خدمت به بشریت در سراسر جهان شناخته شده است. ما در مراحل مختلف انجام این کار هستیم. یکی از کارها این است که در حال ساخت معابد آدییوگی هستیم. این یک آدییوگی برنزی به ارتفاعِ بیست و یک فوت (شش متر و نیم) است که یک لینگای مقدس در مقابل او قرار دارد. فضای قدرتمندی است. اولین مورد در آشرام ما در ایالات متحده، در تِنِسی ساخته شده است. همهٔ مردم روی کره زمین باید بدانند که او کسی است که این علم را به جهان عرضه کرده است. در پنج تا شش سال گذشته، چهار کتاب مهم در اروپا منتشر شده که در آنها ادعا میشود یوگا از هند نیامده، بلکه حاصل تکامل نظامهای ورزشی اروپایی است. اگر ده یا پانزده کتاب دیگر از این دست نوشته شود، همین ادعا به «حقیقت» تبدیل خواهد شد. هرآنچه در کتابهای درسی خود بهعنوان تاریخ میخوانید، تصور میکنید حقیقت است؛ اما من به شما میگویم که چنین نیست. اغلب این روایتها توسط منافع خاصی نوشته شدهاند. بنابراین اگر در ده تا پانزده سال آینده بیستوپنج تا پنجاه کتاب دیگر از این نوع نوشته شود، پس از مدتی همه خواهند گفت یوگا از ایالات متحده یا از کالیفرنیا آمده است، یا اینکه مدونا یوگا را اختراع کرده است. این موضوع خندهدار نیست؛ بهراحتی میتوان چنین کاری کرد. افرادی هستند که حاضرند هر چیزی را بنویسند. حتی برخی کتابهای بسیار مشهور نیز چنین ادعاهایی مطرح میکنند. دَن براون در کتاب «فرشتگان و شیاطین» میگوید یوگا یک هنر باستانی بودایی است. گوتاما تنها دوهزار و پانصد سال قدمت دارد، در حالی که آدییوگی پانزده هزار سال پیش میزیسته است. امروز میگویید گوتاما، فردا میگویید مدونا. اگر چند کتاب نوشته شود، همان میشود حقیقت. بنابراین میخواهم پیش از آنکه از دنیا بروم، مطمئن شوم که همه بدانند یوگا از او سرچشمه گرفته است؛ نه هیچکس دیگری جز او.
ما باید این کار را انجام دهیم، زیرا منشِ هند، منشِ جویندگان است. ما باورمند نیستیم؛ جویندگانِ رهایی هستیم. تنها چیزی که ما را در کنار هم نگه میدارد، همین است. اگر تنها صد کیلومتر سفر کنید، مردم متفاوت به نظر میرسند، متفاوت صحبت میکنند، متفاوت غذا میخورند و متفاوت لباس میپوشند؛ همهچیز دربارهی آنها متفاوت است. با آنکه از نظر سیاسی، زمانی بیش از دویست پارهی جداگانه بودیم، مردم بیرون میگفتند این «هندوستان» است یا این «بهارات» است؛ زیرا شگفتیِ این سرزمین در آن بود که سرزمینِ جویندگان بود، نه باورمندان.
مهم نیست راما چه گفته است، کریشنا چه گفته است، وداها چه میگویند یا اوپانیشادها چه میگویند؛ مهم نیست چه کسی چه میگوید—بااینحال، از هر انسانی که در این سرزمین زاده میشود انتظار میرود حقیقتِ خود را بجوید. هر کس قرار است در پیِ رهاییِ خویش باشد. از آنجا که این سرزمین، سرزمینِ جویندگان بود، هرگز کشورگشا نبود. اگر تمام بشریتِ روی این سیاره، بهجای باور داشتن، جوینده شوند، دیگر هیچ فتح و کشورگشاییای وجود نخواهد داشت. انگیزهی اصلیِ خشونت از میان میرود. ممکن است مردم بر سر مسائل کوچک با یکدیگر درگیر شوند، اما جنگهای بزرگ پایان مییابد؛ زیرا وقتی من به چیزی باور دارم و شما به چیزی دیگر، این کشمکش پایانی ندارد.
اگر دریابید که ماهیتِ جهان را نمیدانید — همانگونه که دانشمندان امروز نیز به آن اذعان میکنند — با چه کسی میخواهید بجنگید؟ «نه، خدایِ من جهان را آفریده است، نه خدایِ تو.» مسئله دقیقاً همینجاست. جوینده کسی است که به این آگاهی رسیده است که نمیداند. اگر همین یک اتفاق برای بشریت رخ دهد، نود درصدِ انگیزههای خشونت از میان خواهد رفت.
بنابراین برای تمرکز دوباره بر این نکته، هیچ الهامبخشی، بهتری از آدییوگی وجود ندارد و میخواهیم او را در اشکال و جلوههای گوناگون متجلی سازیم.
