logo
logo
فارسی
logo
فارسی
Adiyogi

‫‫‫‫‫‫‫شیوا به‌عنوان آدی‌یوگی

سادگورو در مورد ساخت آدی‌یوگی آلایام، سالن مراقبه‌ای بدون ستون به مساحت ۷۶۰۰ متر مربع در مرکز یوگای ایشا صحبت می‌کند.

‫‫‫‫‫‫‫او توضیح می‌دهد که این سالن به نام آدی‌یوگی شیوا – اولین یوگی، کسی که اولین انقلاب معنوی را در این سیاره به وجود آورد، نام‌گذاری خواهد شد.

‫‫‫‫‫‫‫متن کامل:

‫‫‫‫‫‫‫سادگورو: شانزده سال پیش در چنین روزی برنامه‌ی ۹۰ روزه‌ی هُول‌نِس(تمامیت) را در این مکان به پایان رساندیم، ۱۳ سپتامبر به نظرم. وقتی بعدازظهر این را به‌طور ناگهانی به یاد آوردم، خیلی دلم می‌خواست کاری انجام دهم. زمانی که برنامه‌ی هُول‌نِس را با آن ۶۰ و خرده‌ای نفر انجام می‌دادیم، افراد بسیار مقاومی بودند چون هیچ جایی برای زندگی نبود؛ یک کلبه بود... که هر لحظه تهدید می‌کرد که روی سرمان آوار می‌شود، دائم تهدیدمان می‌کرد که قرار است بر سرمان فرو بریزد، اما با‌این‌حال همه‌ی چیزهایی که باید انجام می‌دادیم را انجام دادیم. در آن زمان آرزوی همه آن بود که باید یک سالن مراقبه بسازیم. شاید حدود شش یا هفت سال دیگر طول کشید تا سالن اسپاندا را ساختیم.  امروزه شرایط به گونه‌ای است که سالن اسپاندا تقریباً ۲۰ تا ۲۵ روز از هر ماه پُر است و برای هیچ‌کسی در آشرام در دسترس نیست، و سالن سادانا هم به‌هر‌حال در حالِ انفجار است.

‫‫‫‫‫‫‫بنابراین امروز پروژه‌ای به نام آدی‌یوگی آلایام را شروع کردیم، یک سالنِ مراقبه رو به جنوب... سالن مراقبه‌ای که رو به جنوب است چون زمانی که آدی‌یوگی به‌عنوان یک استاد نشست، رو به جنوب نشسته بود. پس این سالن مراقبه رو‌به‌جنوب است. و ما یک تقدیس عالی، در شأن او برای این سالن خواهیم داشت.

‫‫‫‫‫‫‫پس... اسم آدی‌یوگی آلایام را دوست دارید؟ مدتی است که فکر می‌کنم باید چیزی به نام او داشته باشیم، زیرا این امکانِ اساسی از همان ایده‌ای شکل گرفته که او در ذهن آن هفت نفر قرار داد.  او آن‌ها را تشنه‌ی چیزی فراتر از محدودیت‌های وجودشان کرد.  او این گرسنگی را در شکم و قلب آن‌ها قرار داد، به این شکل که می‌خواستند چیزی بیشتر از آنچه که به‌عنوان یک انسان معمولی می‌شناسیم، باشند. هر موجودی با یک چارچوب آمده است.  یک مورچه می‌تواند کارهای خاصی انجام دهد؛ مطمئنم که مورچه‌های قهرمانی هستند که می‌توانند کمی بیشتر از آنچه که انتظار می‌رود انجام دهند، اما در همان چارچوب. یک ببر می‌تواند کاری انجام دهد، اما در آن چارچوب. یک فیل می‌تواند کاری انجام دهد، اما در آن چارچوب.  یک انسان می‌تواند کاری انجام دهد، اما در آن چارچوب؛ بُعدِ معینی از هرچیزی.

‫‫‫‫‫‫‫او این ایده را مطرح کرد که لازم نیست خودتان را به بُعدِ خود محدود کنید، می‌توانید فراتر از این بروید، راهی دیگر برای بودن وجود دارد، راهی کاملاً متفاوت برای بودن. این ایده و فکر نه تنها به آن‌ها داده شد بلکه او روشی هم برای رسیدن به آن ارائه داد.  این یک ایده است که یک انسان می‌تواند تلاش کند تا از بُعد فعلی وجودش فراتر رود، که اساس کُل این تمدن و فرهنگ است.  فرقی نمی‌کند که کسی خودش را هندو، بودایی، جِین، سیک یا هرچیز دیگری بنامد، همه‌ی آن‌ها در تلاش هستند برای این ایده که می‌خواهند این محدودیت‌ها را پشت سر بگذارند و به آزادی برسند. ایده‌ی موکتی، این فرهنگ کاملاً بر پایه‌ی آن است، لطفاً توجه کنید.  هر چیزی که در اینجا در این فرهنگ انجام می‌دهیم، اساساً به‌سمت آن است که این امکان وجود دارد که همه محدودیت‌ها را پشت سر گذاشته و به آن برسیم. هیچ ایده‌ی انقلابی‌تری در این سیاره نبوده است. از زمان او، هیچ‌کس ایده‌ای انقلابی‌تر از اینکه شما می‌توانید خود را از محدودیت‌های بُعدی که در آن وجود دارید فراتر ببرید، ارائه نکرده است.

‫‫‫‫‫‫‫وقتی در ایالات متحده بودم، کسی از من پرسید: «چه کسی در جهان غرب نقشی بزرگ در تکامل آگاهی انسانی ایفا کرده است؟» بدون هیچ‌گونه شکی گفتم: «چارلز داروین». آن‌ها گفتند: «چارلز داروین؟  او فقط یک زیست‌شناس است.» من گفتم: «برای دنیای غرب، او کسی است که ایده‌ی تکامل را ارائه داده است.»

‫‫‫‫‫‫‫پس چارلز داروین، اگرچه به‌هیچ‌وجه معنوی نبود، این پدیده را در طبیعت مشاهده کرد که همه‌چیز در حال تکامل است – یک موجودِ تک‌سلولی به موجودی چندسلولی تبدیل می‌شود، یک موجود چندسلولی پیچیده‌تر و پیچیده‌تر می‌شود، از یک بُعد به بُعد دیگر، زندگی در حال تکامل است. «پس برای انسان هم این امکان وجود دارد که فراتر از محدودیت‌های فعلی خود تکامل یابد»، این یک پیشرفت طبیعی از نظریه‌ی تکامل است.

‫‫‫‫‫‫‫برای اینکه کسی بتواند از محدودیت‌های خود فراتر برود، حتی برای تلاش کردن، باید اجبار از میان برود، باید رفتارهای اجباری کنار گذاشته شود. این حالت اجباری، یکی از ابعاد اصلی و بنیادینش، پرارابدای خود فرد است. پرارابدا همان کارمای تخصیص‌ یافته است و مانند فنری فشرده است که می‌خواهد رها شود و خود را بروز دهد؛ هیچ‌کس را هم رها نمی‌کند. پس بهترین کار این است که پرارابدا را هرچه زودتر، با فعالیتی گسترده و پُرشتاب، به پایان رساند؛ تا وقتی که نشستی، دیگر هیچ‌چیز اجباری در درونت وجود نداشته باشد - وقتی اینجا نشسته‌ای، فقط همین‌جا نشسته‌ای، همین.

    Share

Related Tags

آدی‌یوگی

Get latest blogs on Shiva

Related Content

۵ دلیل که شیوا خفن‌ترین است