logo
logo
فارسی
logo
فارسی

‫‫‫‫‫ولیانگیری - کوهی همچون معبد

‫‫‫‫‫سادگورو درباره‌ی کوه‌های ولیانگیری، کایلاشِ جنوب، و طنین و ارتعاشاتی سخن می‌گوید که این قله‌ها از بی‌شمار حکیمان و روشن‌بینان، از جمله خودِ آدی‌یوگی که بر این کوه‌ها گام نهاده است، در خود جذب کرده‌اند.


‫‫‫‫‫سادگورو: «چرا یک کوه، مقدس می‌شود؟  من این کوه را مقدس می‌نامم (اشاره به کوه‌های وِلیانگیری) نه به این دلیل که بالا رفتن از آن سخت است. برای بسیاری، این کوه‌ها مقدس شدند زیرا مدت‌ها پیش در دورترین نقطه‌ی جنوبی هند، دختر جوانی بود که آرزو داشت دست شیوا را به‌عنوان همسر خود بگیرد. او تلاش کرد خود را شایسته‌ی جذب او کند و با تمام وجود، تمرکز خود را بر او حفظ کرد. او ضرب الاجلی تعیین کرد: «اگر تا طلوع آفتاب  این روز با او ازدواج نکنم، بدنم را ترک خواهم کرد.» شیوا از این ماجرا باخبر شد و با شتاب به‌سوی جنوب هند روانه گشت. اما دیگر خدایان همگی توطئه کردند. آن‌ها فکر کردند: اگر او اینجا ازدواج کند، ممکن است دیگر بازنگردد. ممکن است در جنوب هند ماندگار شود. وقتی شیوا تنها چند کیلومتر با جایی که دختر در آن بود فاصله داشت، خدایان با قرار دادن تپه‌ای بزرگ از کافور، طلوع خورشید دروغینی ایجاد کردند. زمانی که نور ظاهر شد، شیوا که تنها ۲۲ کیلومتر با آن فاصله داشت، فکر کرد همه‌چیز تمام شده و به عقب برگشت. پس دختر در همان حالت ایستاده، بدن خود را ترک کرد. حتی امروز او به‌عنوان کانیاکوماری ایستاده است. در نوک انتهایی سرزمین هند، زیارتگاهی وجود دارد که متعلق به آن دختر جوان است.

‫‫‫‫‫پس شیوا، نومید و دل‌گرفته از اینکه به‌موقع نرسیده بود، بازگشت. او راه بازگشت را در پیش گرفت و نیاز داشت جایی بیابد تا بنشیند و اندوه خود را فرونشاند. بنابراین از کوه بالا رفت و بر فراز قله نشست. این مکان به نوعی بسیار عجیب است، زیرا او در اینجا نه در سرور نشسته بود، نه در حالت مراقبه؛ بلکه در نوعی اندوه و خشم نسبت به خود، اینجا نشسته بود. او برای مدت قابل‌توجهی آنجا ماند، و هرجا که شیوا قدم می‌زد و کمی وقت می‌گذراند، مردم آن مکان را کایلاش می‌نامیدند. بنابراین این مکان را «کایلاش جنوب» نامیدند. این موهبتی است که ما اینجا، در دامنه‌های این کوه، نشسته‌ایم.

‫‫‫‫‫این کوه به نام «هفت تپه» معروف است، زیرا اگر از آن بالا بروید، هفت برآمدگی وجود دارد که باعث می‌شود حس کنید در حال صعود به هفت تپه هستید. آخرین قله کاملاً توسط باد دچار فرسایش شده است – هیچ‌چیز جز علف آنجا نمی‌روید. تنها سه صخره‌ی بزرگ آنجا قرار دارند که به شکلی کنار هم قرار گرفته‌اند و پناهگاهی ساخته‌اند، شبیه معبدی کوچک با لینگامی کوچک درون آن. این یک مکان فوق العاده قدرتمند است.

‫‫‫‫‫انسان‌های بسیاری، از آن دست انسان‌ها که با چنان وقار و کرامتی زیسته‌اند که حتی خدایان به آن‌ها غبطه می‌خورند، بر این کوه گام نهاده‌اند. این بزرگان اجازه دادند که کوه تمام آنچه را که می‌دانستند جذب کند، و این دانسته‌ها هرگز از میان نخواهد رفت. این همچنین کوهی است که گوروی من بر آن گام نهاد و جایی است که آن را برای ترکِ کالبد خویش برگزید. بنابراین، برای من و همه‌ی کسانی که اینجا هستند، این صرفاً کوهستان نیست بلکه یک معبد است. حجم عظیمی از آگاهی در اینجا نهفته است و هرآنچه که من درباره‌ی چگونگی تقدیس دیانالینگا می‌دانستم، از همین‌جا سرچشمه گرفته است.»

    Share

Related Tags

آدی‌یوگی

Get latest blogs on Shiva

Related Content

‫‫‫‫‫‫‫لینگا – دریچه‌ای به‌ هیچ-چیز