logo
logo
فارسی
logo
فارسی

‫‫‫‫‫‫‫‫ابعاد آدی‌یوگی: سادگورو درباره‌ی آدی‌یوگی در مؤسسه‌ی علوم درونی ایشا - بخش اول

‫‫‫‫‫‫‫‫در نخستین بخش، گزیده‌ای از صحبت‌های سادگورو در مراسم تقدیس آدی‌یوگی:مأوای یوگا را می‌خوانیم که در تاریخ ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۵ در مؤسسه‌ی علوم درونی ایشا در تنسیِ ایالات متحدهٔ آمریکا ایراد شده است.



‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫پرسش: می‌توانید توضیح دهید که این مراسم تقدیس آدی‌یوگی چه تفاوتی با دیگر تقدیس‌هایی که در گذشته انجام داده‌اید دارد؟

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫سادگورو: قطعاً بسیار متفاوت است. تقدیس دیانالینگا بُعد دیگری بود. ما دیگر هرگز آن را تکرار نخواهیم کرد. نه بدنی داریم که بتواند دوباره کاری مانند آن را انجام دهد، و نه ضرورتی دارد، چون دیانالینگا محدود به یک مکان جغرافیایی نیست. اگر بخواهید، همیشه هست.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫اگر در تقدیس دوی حضور داشته‌اید - آن ماجرای عاشقانه‌ی من بود که علنی شد. می‌خواستیم آن «زن» را خلق کنیم، و او کارش را به‌خوبی انجام می‌دهد. تنها نگرانی من این است که او دارد از «دیانالینگا» محبوب‌تر می‌شود و متأسفانه روند به همین سمت می‌رود. وقتی می‌گویم «متأسفانه»، منظورم بداقبالی نیست؛ چراکه دوی یک فرایند قدرتمند است و در آن هیچ بداقبالی‌ای وجود ندارد. مسئله این است که در آن اقبال وجود دارد، و مردم در پیِ این اقبال‌اند.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫حتی در «دِوی» نیز عنصری از تعالی وجود دارد؛ بُعدی که فراتر از همه‌ی چیزهای دیگر است. اما بیشتر مردم به‌دنبال اقبالی هستند که او عرضه می‌کند - اقبال به‌معنای چیزهایی که به زندگی شما کیفیت می‌بخشند: در حوزه روابط، در حوزه ثروت، در حوزه رفاه، و در حوزه سلامت. این‌ها همگی افزوده‌ها و لوازم جانبیِ زندگی‌اند. اگر خودِ زندگیِ شما زیبا باشد، می‌توانید این زیورها را به‌خوبی بر خود حمل کنید. اما اگر زندگیِ زیبایی نباشید، اگر در درونِ خودتان، خود را زشت کرده باشید و در عین حال بسیار آراسته باشید، به‌شدت زشت به نظر خواهید رسید.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫بسیاری از مردمِ جهان درونِ خود را بسیار زشت کرده‌اند، اما بینیِ تراش‌خورده و دیگر بخش‌های بدنِ خود را از مشهورترین پزشکان و خبره‌ترین متخصصانِ این حوزه گرفته‌اند — آن‌ها انواعِ افزوده‌ها را به زندگی‌شان اضافه کرده‌اند. هرچه تزئیناتِ بیشتری بر زشتی بیفزایید، زشتی شدیدتر می‌شود. نخستین کار این است که خودتان را به وجودی زیبا بدل کنید. بعد می‌توانید چیزهایی را که برای عملکردتان در جهان ضروری‌اند، بیفزایید. اگر هیچ‌چیز نداشته باشید، ممکن است از نظرِ عملکردی ناتوان شوید.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫«سادگورو شری براهما» یوگیِ بزرگی بود. از نظر توانمندی، از نظر شدت، و از نظر سرشتِ آتشین، افرادِ کمی به پای او می‌رسند. بااین‌همه، در کاری که می‌خواست انجام دهد موفق نشد، زیرا افزوده‌های کافی گرد نیاورده بود. او انرژی داشت، شدت را در بالاترین حد داشت و هوش را نیز داشت، اما افزوده‌های کافی نداشت. کمبودِ افزوده‌ها و فقدانِ دسترسی اجتماعی به مانعی بدل شد که او را از تحققِ آنچه می‌پنداشت می‌تواند به‌آسانی انجام دهد، بازداشت.ازاین‌رو، «دِوی» بسیار بااهمیت است، اما طراحی به‌گونه‌ای است که نخست مراقبه‌گر می‌شوید و سپس افزوده‌ها می‌آیند. «آدی‌یوگی» در حالتی شگفت‌انگیز بر فراز کوهی نشسته است، اما کارِ چندانی نمی‌تواند انجام دهد. اگر کسی بخواهد در جهان اثربخش باشد، «دِوی» اهمیتی اساسی پیدا می‌کند.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫تاریکی - بنیان زندگی


‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫برای مراسم تقدیس لینگا بایراوی، لباس قرمز پوشیدید - رنگ زندگی. اینجا، لباس مشکی پوشیده‌اید. مردم فکر می‌کنند مشکی رنگ مرگ است - این‌گونه نیست. مشکی رنگ بنیان زندگی است. منشأ زندگی روی این سیاره، گرما و نور خورشید است. بدون نور و انرژی‌ای که خورشید تراوش می‌کند، زندگی وجود نداشت‌.  اگر خورشید غایب بود، دست‌کم در این بخش از جهان، تاریکی مطلق بود.


‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫قبل از پیدایش خورشید، همه‌چیز در تاریکی مطلق بود. حتی خورشید، از دل تاریکی فضا شکل گرفت. جرم فیزیکی، پی‌آمدِ فضاست، و آن فضا تاریک است. تاریکی تنها برای کسانی چیز وحشتناکی است که به‌شدت وابسته‌ی دستگاه بینایی ساده‌شان هستند، که چشم نامیده می‌شود. نور بسیار با ارزش شده است، چون چشم‌هایتان تنها وقتی نور هست می‌توانند واضح ببینند. اگر من بگویم: «الهی»، شما می‌گویید «نور الهی» - نمی‌گویید «تاریکی الهی»، به‌خاطر شیوه‌ای که دستگاه بینایی‌تان طراحی شده است.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ارتقای زندگی


‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫اگر بخواهید زندگی‌تان را ارتقا دهید، به معنای افزودن بیشتر و بیشتر تزئینات تا جایی که تزئینات از عنصر وجودتان بیشتر شود، نیست. ارتقای زندگی اساساً یعنی ارتقای توانایی‌اتان برای دیدن چیزهایی که معمولا‌ً نمی‌دیدید، و شنیدن چیزهایی که معمولاً نمی‌شنیدید. شما دارید مرزهای آنچه برای بقا نیاز است را جابه‌جا می‌کنید. شما قادرید ببینید، بشنوید، ببویید، بچشید، لمس کنید، و ابعادی را درک کنید که برای فرایند ساده‌ی بقا ضروری نیستند.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫«دِوی» سه‌ونیم چاکراست. سه چاکرای کامل — مولادهارا، سوادهیشتانا و مانیپورا — عمدتاً به بهزیستی، سلامت و کامیابی مربوط‌اند. آن نیمِ چاکرا به تعالی مربوط است. اگر خود را درگیرِ آن بُعد کنید، تعالی رخ می‌دهد. بسیاری از مردم به معبدِ دِوی می‌روند، همان‌گونه که مردم به غربِ وحشی می‌رفتند — در جست‌وجوی طلا. در عین حال، برای افرادِ بسیاری، دِوی فراتر از سلامت، کامیابی و همهٔ این‌ها در حال تکامل است..

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫برای بسیاری، او به نقطه‌ای برای انحلال بدل شده است، زیرا به‌عنوان یک زن، به‌طور طبیعی خواهانِ مشارکت است. اگر در برابرِ دیانالینگا بنشینید، مگر آنکه واقعاً پذیرا باشید، نمی‌دانید چه در حال رخ‌دادن است. این تجربه بسیار ظریف و شگفت‌انگیز است، اما به سطحی معین از پذیرش نیاز دارد. اگر وارد معبدِ دِوی شوید، او سیلی‌ای به صورت‌تان می‌زند و توجه‌تان را جلب می‌کند — او به این شکل ساخته شده است. اما «او» (دیانالینگا) به‌گونه‌ای طراحی شده که تقاضای توجه نمی‌کند؛ بلکه شما باید به اختیارِ خود توجه نشان دهید.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫دو نوع تقدیس


‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫تقدیس‌ها اساساً به دو گونه‌اند. یکی، صرفاً طنین انرژی است. می‌توانیم ماده‌ای را چنان با انرژی به ارتعاش درآوریم که بدون تبعیض، هر کسی که با آن تماس می‌یابد بهره‌مند شود. یعنی آن ماده هیچ هوشمندی ذاتی ندارد — تنها طنین دارد. گونه دیگر تقدیس نیز طنین ایجاد می‌کند، اما ماهیتی تبعیض‌آمیز دارد؛ می‌داند با هر فرد خاص چه باید بکند.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫اگر بخواهیم تقدیس‌ها را به این دو نوع دسته‌بندی کنیم، چاندراکوند (استخر بانوان در آشرام ایشا) و سوریاکوند (استخر آقایان در آشرام ایشا) تبعیض‌آمیز نیستند. هر که وارد شود، آن‌ها همان کار را انجام می‌دهند. آنها حسِ تشخیص یا تبعیض ندارند. آنها همواره در حال ارتعاش هستند، نه برای هدفی خاص - تنها به‌منظور افزودن سطح جدیدی از ارتعاش به سیستم، که ممکن است سلامتی، بهزیستی و بسیاری چیزهای دیگر را به دنبال داشته باشد - اما این‌ها پیامد هستند، نه نیت اصلی آن فرم.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫ارتعاش بدون تبعیض


‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫برای مثال، خورشید یک ارتعاش عظیم است. هیچ تمایلی به تندرستی تو ندارد. اما ما به‌خاطر خورشید، خوب هستیم. این هدف خورشید نیست، بلکه پیامد طبیعت اوست. به‌همین‌سان، لینگاه‌های چاندراکوند و سوریاکوند نیز ارتعاش طبیعیِ خاصی دارند که مردم از آن بهره‌مند می‌شوند، اما خودِ فرم، هیچ نیتی ندارد. اما دیانالینگا، دِوی و آدی‌یوگی، نیت دارند. آنها خودشان هوشمندیِ تبعیض‌آمیزی دارند. این نوع تبعیض، منفی نیست، بلکه تواناییِ شناساییِ یک فرد از دیگری است. آدی‌یوگی می‌داند چگونه نسبت به یک فرد خاص پاسخ دهد.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫یک لینگای سوریاکوند دارای ارتعاش بسیار خام‌تری است، اما هیچ تبعیضی ندارد. به‌سمت انرژی خورشید، یا انرژی مردانه، یا انرژی پینگالا جهت‌دهی شده است، اما خود لینگا این موضوع را نمی‌داند. به این شکل است. مانند بسیاری از نیروهای طبیعت که ارتعاش دارند.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫درخت، سنگ، خورشید و ماه، همگی ارتعاش هستند، اما نمی‌دانند که چه می‌کنند. آنها صرفاً ارتعاش دارند، زیرا این طبیعت آنهاست. آتش نمی‌داند که شما با آن پوجا انجام می‌دهید، آشپزی می‌کنید، یا جسدی را می‌سوزانید - فقط می‌سوزد. ما می‌توانیم زندگی از آن بسازیم. می‌توانیم مرگ از آن بسازیم. می‌توانیم چیزهای زیادی از آن بسازیم. اما خود آتش، طبیعت چیزی را که می‌سوزاند، نمی‌داند. اگر ماده‌ای برایش مناسب باشد، می‌سوزد. این، یک سطح از تقدیس است.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫فرم‌هایی از انرژی با توانایی تبعیض


‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫سطح دیگری از تقدیس، آفرینش یک فرمِ انرژی است که دارای ذهنِ تبعیض‌آمیز است؛ که توانایی تشخیص و پاسخ دادن به روشی خاص، به هر زندگی خاص را دارد. آدی‌یوگی به این دسته تعلق دارد. اما این آدی‌یوگی که در اینجا هست، متفاوت است با آدی‌یوگی‌ای که در «آدی‌یوگی آلایام»، عمدتاً به‌عنوان گنجینه‌ای برای «هاتایوگا» خلق شده است. به‌عنوان مثالِ اینکه چگونه یک فرم می‌تواند یک مخزن باشد - یک فلش‌مموری کوچک می‌تواند اطلاعات فراوانی را ذخیره کند. شما می‌توانید اطلاعات را به گونه‌های متفاوتی ذخیره کنید. تفاوت این فرم‌های انرژی با فلش‌مموری آن است که فلش‌مموری به فرایندی دیگر نیاز دارد، در این مورد یک رایانه - به تنهایی نمی‌داند چه کند. اطلاعات در فلش‌مموری هست، اما برای استخراجش نیاز به فرایندی دیگر است. به نوعی، آدی‌یوگی مانند رایانه‌ای ترکیبی است - انبار اطلاعات، انرژی و ارتعاشی، که برای مدتی بسیار طولانی‌، زمانی فراتر از درک انسان، ارتعاش خواهد داشت.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫مخزن هاتا یوگا


‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫آدی‌یوگی در «آدی‌یوگی آلایام»، عمدتاً به‌عنوان مخزنی از دانش هاتا یوگا خلق شد، زیرا من فکر می‌کنم، از میان تمام ابعاد یوگا، در نسل آینده، هاتا یوگا بیشترین آسیب را از حیث تحریف‌ها خواهد داشت. آنها نمی‌توانند «سامادهی» را تحریف کنند؛ نمی‌توانند «شونیا» را تحریف کنند؛ نمی‌توانند «توریا» را تحریف کنند - آنها نمی‌توانند ابعادی را که بیشتر مردم از وجود آنها اطلاعی ندارند، تحریف کنند. اما اکنون، همه هاتا یوگا را می‌شناسند. درحال‌حاضر نیز تحریف‌هایی آغاز شده، اما من گمان می‌کنم در نسل بَعد، این تحریف‌ها به اوج خود خواهد رسید.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫به همین دلیل، فکر کردم وظیفه‌ای بنیادی است که هاتا یوگا را در مخزنی قرار دهم که قابل تحریف نباشد و همیشه در دسترس باشد. اگر شخصی آماده‌ی دریافت باشد، هاتا یوگا را به خالص‌ترین شکل خود خواهد شناخت — نه آن‌طور که تدریس می‌شود، بلکه همان‌طور که سیستم هست. هاتا یوگا چیزی نیست که به کسی آموزش داده شود. بلکه چیزی است که فرد را قادر می‌سازد طبیعت و هندسه‌ی سیستم خود را درک کند. هرگاه او هندسه‌ی سیستم خود را بفهمد، می‌تواند وضعیت‌های درستِ بدن خود را بیابد و بی‌تردید، این وضعیت‌ها همان وضعیت‌های اصلی خواهند بود.

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫امروزه دیگر هاتا یوگا بدین شکل منتقل نمی‌شود. وقتی به شکل‌هایی که به خود گرفته نگاه می‌کنم، نمی‌دانم باید بخندم یا گریه کنم. درخور گریستن است، اما ما می‌خندیم - چه می‌شود کرد؟ در جهان، چیزهای زیادی هستند که در خور گریستن‌اند. اگر بخواهید با نگاه کردن به همه‌ی آنها گریه کنید، تا ابد خواهید گریست. پس بهتر است یاد بگیرید به همه‌ی این امورِ درخورِ گریستن، بخندید.

    Share

Related Tags

آدی‌یوگی

Get latest blogs on Shiva

Related Content

برگ‌های بیلوا - چرا نزد شیوا عزیز هستند؟